محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
243
خلد برين ( فارسى )
سليم مانع گرديده نگذاشت كه اذيتى به وى رسانند و گفت زبانش به آن عادت كرده است . همچنين بر زبان گذرانيد كه حيف شد كه سه سيد عالىشان در جنگ چالدران شربت شهادت چشيدند . و بعد از هشت روز اقبال بىزوال شاهى و امداد عنايت و الطاف نامتناهى الهى به سروقت سلطان سليم رسيده به حكم وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ « 1 » خدمتش را با جهان جهان خوف و بيم از تبريز به جانب روم فرستاد . و چون به آماسيه رسيد به عزم قشلاق متوقف گرديد . بعد از مراجعت قيصر ، خاقان بحر و بر از درجزين عازم تبريز گرديده در ماه شعبان به آن بلدهء عشرتخيز رسيد و قشلاق آن سال در آنجا اتفاق افتاده ابواب عدل و احسان بر روى ساكنان آن ديار گشاد . ذكر ارتفاع كوكب طالع جمعى از ملتزمان آستان ولايتنشان و سرافرازى يافتن ايشان به مناصب جليل الشان و بيان بعضى از حوادث زمان و سوانح دوران چون هواى فضاى طربانگيز دار السلطنهء تبريز به غبار مقدم همايون شهريار ربع مسكون عبيرآميز و غاليهبيز گرديد جمعى از ملتزمان ركاب ظفر انتساب را كه قامت قابليتشان مطرز به طراز صوفيگرى و جانفشانى بود منظور نظر تربيت و احسان گردانيده به مناصب بلند و مدارج ارجمند رسانيد ، از آن جمله منصب امير - الامرائى را به چايان سلطان استاجلو و مهم نظارت ديوان اعلى و رتق و فتق امور جمهور را به بانى مبانى كاخ كاردانى ميرزا شاه حسين اصفهانى تفويض فرمود ، و منصب والاى صدارت را به دوحهء بوستان سيادت امير عبد الله لاله كه از اجلهء سادات عالى درجات آذربايجان بود كرامت نموده هم در آن اوقات چون خدمتش كما ينبغى از عهدهء سرانجام آن منصب و الا بيرون نتوانست آمد آوارگان شاهراه
--> ( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 26 .